for you

Tho near the gates of paradise,
Gladly I’d turn away,
Just to hear you say, ”I love you!”
Sometime, somewhere, some day.
”Rida Johnson Young”
حتی در آستانه ی دروازه های بهشت،
از فرط شادی روی برمی گردانم؛
چون بشنوم که می گویی
(( دوستت دارم ))
وقتی ، جایی ، روزی.
“ریدا جانسون یونگ”
پ.ن: قطعه ادبی زیباییست؟نه؟!

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

سیاوش همیشه مرهم بوده!

من می گم منو شکستن
چشم فانوسمو بستن
تو می گی خدا بزرگه
ماهو میده به شبه من
من میگم آخه دلم بود
اون که افتاده به خاکت
تو می گی سرت سلامت
آینه ها زلال و پاکه
اینه که فاصله ها رو
نمی شه با گریه پر کرد
یکیمون بهار سرخوش
یکیمون پاییز پردرد
من می گم فاصله مرگه
بین دستای تو تا من
تو می گی زندگی [...]

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , ,

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

اشک های خالی

نگاه و تنها سکوت!
اشکهای خالی  و قلبهای پر از احساس….ردپای یک سکوت…..!
(نویسنده:مونا))

برچسب‌ها:

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments

تو نیستی که ببینی

* تو نیستی که ببینی * چگونه با دیوار سخن می گویم
به مهربانی یک دوست از تو می گویم
تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار ،
جواب می شنوم.
تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو
به روی هر چه در این خانه است
غبار سربی اندوه بال گسترده است
تو نیستی که ببینی دل رمیده ی من
به جز [...]

برچسب‌ها: , , ,

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter
  • RSS
Read Comments