<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.9" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>روژین</title>
	<link>http://dsoma.ir</link>
	<description>دست نوشته های روژین</description>
	<lastBuildDate>Sat, 04 Sep 2010 09:54:02 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>اعلام نتایج آزاد+ غصه خوردن!</title>
		<description><![CDATA[طرافای دوازده دوستی اس ام اس داد که نتایج ِ آزاد رو زدند!
ساعت یک رفتم رو سایت! ببینم چیکار کردم!
متــــا ســــــفـــا نه قبول شدم! رشته شم خوبه! عالیه یعنی! من عاشق ِ رشته شم!همه ی در صدام بالا بود بجز عربی که ۶۵ زده بودم و ریاضی که نگم بهتره!بقیه ۱۰۰ و ۸۰ و اینا [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=420</link>
			</item>
	<item>
		<title>۳۱og:روز جهانی وبلاگ نویسی</title>
		<description><![CDATA[امروز نهم ِ شهریور مصادف با سی و یکم ِ آگوست روز جهانی ِ وبلاگ است ، یک روز که برای ما وبلاگ نویسان در تقویم آنلاین ثبت شده  و انتظار میره که هر سال این روز ِ مهم رو یادمون باشه.بالاخره ما وبلاگ نویسیم و هر چقدرم که فضا برای افشاگری مناسب نباشه بازم [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=408</link>
			</item>
	<item>
		<title>بچه کوشولوها&#8230;تنظیمات!</title>
		<description><![CDATA[امشب یه جورایی هم مهمون بودیم ، هم صاب خونه! شبِ خوبی بود، به من که خیلی خوش گذشت!!همسایه ی ِ طبقه سوممون یه خانواده چهارنفری ِ که دوتا بچه ی کوشولو موشولو دارن&#8230;اسم ِ بزرگه حورا است و حدودن ۴ساله شه و کوچیکه هم اسمش سنا س و ۳ ساله شه!این دوتا به قدری [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=405</link>
			</item>
	<item>
		<title>روز هایی که می گذرند پی در پی!</title>
		<description><![CDATA[زندگی ایی رو که فعلا در پیش گرفتم اصلا دوس ندارم و اوقاتم بیهوده هدر می ره و خوب می دونم ساعت های از دست رفته بر نمی گرده، گاهی دلم می خواد هر کاری رو که تو اون لحظه به ذهنم می رسه انجام بدم اما همیشه شرایط این اجازه رو به آدم نمی [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=401</link>
			</item>
	<item>
		<title>چه کار کردی؟!</title>
		<description><![CDATA[این روزها چپُ راست و از جناح های مختلف هی از ما سوال می کنند که چه کار کردی؟ یا می خوای چه کار کنی؟!یا از رتبه ت راضی هستی؟!
ما هم اگر ارتباط فیس تو فیس باشه سری تکون می دیم که هی بدک نبود و اگه ارتباط از طریق تلفن باشه میگیم خوبه چه [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=391</link>
			</item>
	<item>
		<title>تنها چندجمله!</title>
		<description><![CDATA[۱٫برای بدست آوردن چیزی که تا حالا نداشته ای باید کسی شوی که تا حالا نبوده ای
(گابریل گارسیا مارکز )
۲٫بگذار آدمها تا می توانند سنگ باشند، مهم این است که تو از نژاد چشمه ای.
۳٫عقل زندگی خیلی عمیق تر از عقل بزرکترین دانشمندان جهان است &#8220;ماکسیم گورکی&#8221; 
۴٫ساقه شکستن قانون طوفان است، تو نسیم باش [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=386</link>
			</item>
	<item>
		<title>با تو آغاز می کنم&#8230;&#8230;.</title>
		<description><![CDATA[سلامم&#8230;احوال شوما؟؟!!
قرار بود بعد ِ کنکور سراسری بدووَم بیام آپدیت کنم که به دلیل پاره ای از مشکلات فنی :دی نشد!
کنکورم که دادیم رفت پی کارش&#8230;.حالا مثلن می تونیم یه نفس راحت بکشیم&#8230;اما با این هوای آلوده اگه زیادی راحت و عمیق نفس بکشیم خفه میشیم!!
دلم برای اینجا و همه تنگ شده بودش&#8230;می خواستم فعالیتمو [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=374</link>
			</item>
	<item>
		<title>مزاحم!</title>
		<description><![CDATA[ساعت ۱۱:۳۰ شب آماده ی خوابیدن بودم که یکهویی صدای زنگ گوشیم بلند شد دستمو بردم زیر تخت گوشی را آوردم بالا ،نگاه کردم ببینم کیه اما شماره رو نشناختم همیشه وقتی شماره ناشناس باشه جواب نمیدم اما این بار شیطون گولم زد و برداشتم :
من:بفرمایید&#8230;
طرف:سلام ، ببخشید شما این شماره را می شناسید؟!(و بعد [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=373</link>
			</item>
	<item>
		<title>آشوب در بیمارستان،یک دعوای قبیله ایی!</title>
		<description><![CDATA[جلوی بیمارستان بلوا بود ، جمعیت فوق العاده زیاد و صدای شیون و ماشین های پلیس که طبق معمول دیر رسیده بودند.
روز جمعه و شلوغی غیرقابل تصور در بیمارستان!
با هر زحمتی بود وارد حیاط شدیم،فاطمه(دوستم) خیلی ترسیده بود، از یک خانوم که داشت گریه می کرد پرسیدم چی شده،فکر می کردم کسی فوت کرده و [...]]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=370</link>
			</item>
	<item>
		<title>حفاظت شده: روژین در غروب نشسته اما امیدواره!</title>
		<description><![CDATA[هیچ چکیده‌ای موجود نمی‌باشد زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.]]></description>
		<link>http://dsoma.ir/?p=367</link>
			</item>
</channel>
</rss>
