یک روز…یک پنجره…یه دنیا خاطره…….
داشتم عکسایی رو که از گوشه کنار مدرسه گرفته بودیم نگاه می کردم چشمم خورد به این یکی زدم زیره خنده……..!آبجیم نگام کرد گفت دیوونه خنده داره این……..!
خداییش عکس یه پنجره خنده نداره که…نیگاه کنین………..
ولی ماجراشو بگم براتون …………
سال سوم دبیرستان که بودیم که دبیر داشتیم واسه زیست شناسی خیلی ماه بود، طرافای عید بود [...]








